تبلیغات
Online User بصیرت عاشورائی

بصیرت عاشورائی
" بازمانده ای از شهدای كربلای (جزیره) بواریـن "

بسم الله الرحمن الرحیم

به سه دلیل تاریخی، عقلی و قرآنی ، احمدی نژاد و اطرافیانش منحرف نشده اند

تاریخ گواه بسیار خوبی بر این مدعاست که هرگاه رییس جمهور کاملا ولایتمدار بوده ، و جبهه باطل هیچ امیدی در جهت نفوذ به جایگاه ریاست جمهوری نداشته است ، از بوق های تبلیغاتی و رسانه ای خویش و برخی مغرضان داخلی و گروهی بی بصیرت مذهبی استفاده کرده تا القای اختلاف بین رییس جمهور محبوب و نایب امام زمان عجل الله را بنمایند.

به دلایل متفاوت ، این امر« تقابل ریاست جمهور و ولی فقیه » که در دوران ریاست جمهوری آیت الله خامنه ای و ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد مورد پوشش رسانه های گسترده رسانه های خارجی و مغرض داخلی قرار گرفته است کاملا در تضاد با واقعیت بوده و به جهت عجز دشمن از تقابل واقعی بین شخص اول و دوم نظام ، پوشش داده می شود .

دلایل رد این ادعا « ادعای تقابل رییس جمهور و ولی فقیه» که از سوی دشمن و برخی ایادی داخلی اش و جمعی بی بصیرت مطرح گردیده است، به شرح ذیل بر شمرده می شود :

اول از نظر تاریخی: 

به گواه اسناد معتبر تاریخی در سال 1364 و بعد از انتخاب حضرت آیت الله خامنه ای به ریاست جمهوری ،به مجرد قصد ایشان برای کنار گذاشتن نخست وزیر میرحسین موسوی ، جبهه باطل به وسیله برخی از پادوهای داخلی خود « و در بهترین حالت، به وسیله بی بصیرتان تحمیلگر » نزد حضرت امام خمینی « ره » رفته و با اصرار فراوان تاکید می نمایند که اگر میرحسین به نخست وزیری انتخاب نگردد ، مردم فرزندان خود را به جبهه نخواهند فرستاد!! حضرت امام تحت فشار شدید مثلث جام زهر ، در دو نوبت به آیت الله خامنه ای پیغام داده و خواستار ابقای نخست وزیری میرحسین موسوی می گردند ، آیت الله خامنه ای خواستار حکم حکومتی شده و اعلام مینماید: به جهت اینکه موسوی در انتخاب وزرا خوب کار نکرده ، ایشان دلیل موجه شرعی برای انتخاب وی نداشته و تنها در صورتی که حکم حکومتی حضرت امام خمینی «ره» باشد ، او را ابقا خواهد کرد.. حضرت امام در پیامی که به وسیله آیت الله جنتی ، مهدوی کنی و ...برای آیت الله خامنه ای می فرستند اعلام میکنند که : من حکم حکومتی نمی دهم اما گذاشتن هر فردی جز میرحسین موسوی خیانت است!

« یقینا این اقدام امام خمینی ره، نه به جهت شایستگی موسوی ، بلکه به علت فشار تحمیلگران ، تهدید آنان و شرایط خاص جنگی حاکم بر کشور و لزوم وحدت بین مسئولین در این شرایط بوده است به همین جهت است که ایشان بعد از نوشیدن جام زهر و پذیرش قطعنامه تحت شرایط خاص ، می فرمایند:

" من در طول مدت نهضت و انقلاب به واسطه سالوس و اسلام نمایی بعضی افراد، ذكری از آنان كرده و تمجیدی نموده ام كه بعد فهمیدم از دغل بازی آنان اغفال شده ام. آن تمجیدها در حالی بود كه خود را به جمهوری اسلامی متعهد و وفادار می نمایاندند و نباید از آن مسایل سوء استفاده شود. میزان در هر كس حال فعلی او است." » وصیتنامه سیاسی الهی،صحیفه نور جلد 21 صفحه 206 -

ناظران سیاسی آن روزها به خوبی بخاطر دارند که به جهت همین موضوع ، باند سید مهدی هاشمی معدوم به شدت بر این موضوع تاکید می کرد که آیت الله خامنه ای در مقابل حضرت امام خمینی « ره » ایستاده و ضد ولایت فقیه شده است، این موضوع در بین عوام هم شایع شده بود به گونه ای که در انتخابات مجلس دوم ، در اسفند همان سال ، به علت همین شایعات ، گروهک های چپ و در تضاد با آیت الله خامنه ای به مجلس وارد شدند و این در حالی بود که پیش از این ، آیت الله خامنه ای با رای 95 درصدی به جایگاه ریاست جمهوری رسیده بود!! از 9 دی 88 و زمانی که جبهه استکبار از نفوذ به جایگاه ولایت ناامید گردید به وسیله برخی از پادوهای داخلی خود وارد بازی جدیدی شد که بسیار شبیه به دوران سال 1364 بود ، در این بازی که راسا توسط " سایت راس فتنه و نگارنده نامه بی سلام به رهبری  در سال 88 " آغاز گردید ، بازی جدیدی آغاز می گردد که ولایتمدارترین فرد و نزدیکترین بازوی ولایت را با انواع دروغ ، تهمت  و شایعات و با کلید واژه " جریان انحرافی " به کنار زده و در فاز بعدی «که چندی است با نگاشتن نامه های هتاکانه به رهبر انقلاب » آغاز گردیده است ، رهبری را به جهت حمایت از این فرد در سال 88 فاقد مشروعیت بدانند! این در حالی است که با وجود تبلیغات و هجمه شدید به دولت به واسطه " جریان انحرافی " تاکنون مشخص نشده است که جریان انحرافی از چه چیزی انحراف دارد؟

http://www.pic.iran-forum.ir/images/ypyxol7bavuxcgl5pt1.jpg

استاد طاهرزاده فیلسوف و مفسر قرآن در این باره می گوید:

« اگر موضوع طرح جریان انحرافی را دنبال کنید بهتر متوجه می‌شوید موضوع سیاسی است چون بالاخره معلوم نشد انحراف این جریان ساختگی، مالی است یا سیاسی و یا عقیدتی و یا امنیتی. آقای دکتر عبدالرضا داوری (معاون سابق خبر سازمان خبرگزاری جمهوری اسلامی ) می‌گفتند من خودم ازآقای مشایی شنیدم که گفت: من 15 سال پیش در یک جلسه‌ای بودم که بعد فهمیدم یکی از حاضران آن جلسه عباس غفاری مشهور بوده که می‌گویند جن‌گیر و رمّال است و گفته بود من اصلاً آقای یعقوبی را که می‌گویند استاد بنده است در پیش‌گویی‌ها، نمی‌شناسم. وقتی سوء ظن بنده در سیاسی‌بودن جریان طرح جریان انحرافی بیشتر شد که فیلمی از سخنان آقای مشایی پخش کردند که آقای مشایی در آن می‌گوید: دوره‌ی اسلام مثل دوره‌ی اسب تمام شده. به صورتی منقطع و درست با گفتن همین جمله شروع می‌شود،تا کسی در فضای قبلی صحبت قرار نگیرد در حالی‌که جهت قضاوت بینندگان شایسته بود لااقل چند دقیقه قبل از آن جمله در معرض دید بینندگان قرار گیرد تا بتوانند درست قضاوت کنند. این ها همه سخن آفای احمدی نژاد را تایید می کند که می فرمایند : "این اتهامات و پرونده ها سیاسی است."

با دقت روی سخنان آقای احمدی‌نژاد به‌خصوص سخنان روز چهارشنبه 8/4/90 که از هیئت دولت بیرون آمدند و در مورد بعثت پیامبر«صلواة‌الله‌علیه» صحبت کردند بر می‌آید از عمق معرفتی و عقلی بالایی برخوردارند و نسبت به حقایق کلی در عالم غیب فهم و حضور خوبی دارند.

آیت‌الله‌جوادی«حفظه‌الله» می‌فرمودند: شیطان نمی‌تواند از حدّ خیال انسان‌ها بالاتر بیاید و به عقل انسان‌ها دست‌درازی کند و جادوگران به کمک شیطان می‌توانند در خیال افراد تصرف کنند.

پس از شنیدن صحبت های آقای احمدی‌نژاد به دوستان عرض کردم آیا می‌توان گفت چنین کسی که تا این  حدّ  در مرتبه‌ی تعقل و تفکر است، تحت تأثیر رمّال و جادوگر باشد؟ آقای احمدی‌نژاد زاییده‌ی تفکر بی‌اعتنایی به چپ و راست و حاصل فکر توده‌ی مردم ولایی و معتقد به امام و رهبری و جریان زنده‌ی عدالت است و آنچه این روزها بر سر او می‌آید انتقامی است که به جهت مواضع ضدِ غربی‌اش از اوگرفته می‌شود. آیا کسانی‌که طعم تلخ روزهای حاکمیت حزب کارگزاران و حزب مشارکت را چشیده‌اند می‌توانند ناظر زمین‌خوردنِ خدمت‌گذاری از فرزند ملت باشند که با طرح سؤالاتی در مورد هولوکاست زلزله در ارکان جهان غرب انداخت و ثابت کرد ریشه‌ی پایه‌گذاری اسرائیل در خاور میانه در کدام سیاست قرار دارد؟ عنایت داشته باشید در فضایی قرار داریم که در یک طرف سخن ها و شایعات فراوان در میان است و در طرف دیگر با سکوت آقای احمدی نژاد روبروئیم .

اگر آقای احمدی نژاد علت برکناری مثلا آقای صفار هرندی را بگوید ممکن است به شخصیت آقای صفار به عنوان یکی از نیروهای انقلاب ضربه بخورد و لذا تقوی اقتضا می کند که سکوت کند و در همین راستا تقوا اقتضا می کند که ما نیز هیچ قضاوتی ننمائیم زیرا سخن دو طرف را نشنیده ایم.»

استاد طاهرزاده در مورد تاخیر در برکناری مشایی نیز توضیحات جالب و فوق العاده روشنگرانه ای ارائه می دهند:

http://ketabroom.ir/part,showAttachment/id,4651/preview,standard/

« در موضوع توصیه‌ی آیت‌الله خامنه‌ای«حفظه‌الله» نسبت به عدم به‌کارگیری آقای مشایی به عنوان معاون اولی همین قدر به اطلاع جنابعالی می‌رسانم که جناب آقای احمدی‌نژاد پس از آن‌که آقای مشایی را از معاونت اولی برداشتند با چهار تشکل دانشجویی چندین ساعت صحبت کردند و برای همه روشن نمودند که نه از طرف رهبری ، حکم، حکمِ ولایتی بوده و نه از طرف آقای احمدی‌نژاد عدم تمکین صورت گرفته، زیرا بعد از آن‌که مجمع روحانیون مجلس خدمت آقا می‌رسند و از انتصاب آقای مشایی به عنوان معاونت اول رئیس جمهور ابراز ناراحتی می‌کنند، حضرت آقا در یک برگه یادداشتِ محرمانه به  آقای احمدی‌نژاد می‌نویسند که این کار موجب دلسردی دوستان می‌شود. آقای احمدی‌نژاد در جمع تشکل‌های دانشجویی شرح دادند که این معمول بود که آقا یادداشت‌ها و توصیه‌هایی می‌فرمودند و ما در جلسه‌ی هفتگی که خدمت آقا داشتیم مسئله را شرح می‌دادیم و اگر پس از آن، نظرِ آقا همان بود که فرموده  بودند عمل می‌کردیم. ولی متأسفانه روزنامه‌‌ها و سایت آقای احمد توکلی موضوع را شکل دیگر مطرح کردند. نباید از خود بپرسیم مگر آقا حکم حکومتی را در یک یادداشت و به صورت محرمانه به رئیس جمهور می‌دهند و یا حکم حکومتی به صورت رسمی و توسط دفتر رهبری اعلام می‌شود؟»

این فیلسوف و مفسر قرآن در مورد غیبت چند روزه دکتر احمدی نژاد در سال 90 نیز می گویند:

« بهترین راهنما در این موارد مقام معظم رهبری«حفظه‌الله» هستند ملاحظه کنید درست چند روز است که آقای احمدی‌نژاد خانه‌نشینی را پیشه کرده است ولی رهبری در تاریخ 3/2/1390 در دیداری که با مردم فارس داشتند، می‌فرمایند:  « مسئولین دولتی هم حقاً و انصافاً دارند تلاش می‌کنند، هم اعضای دولت، هم به‌خصوص خود رئیس جمهور، این‌ها شب و روز ندارند، من می‌بینم، من از نزدیک شاهدم، این‌ها دائم مشغول کارند، مشغول خدمت و تلاشند، خب این‌ها برای کشور خیلی با ارزش است». آیا از این جملات بوی قدردانی می‌آید یا بوی انتقاد. راستی اگر مقام معظم رهبری«حفظه‌الله» از حرکات  آقای احمدی‌نژاد تقابل با خودشان و با ولایت فقیه را استنباط می‌کردند این طور شخصیت رئیس جمهور را تأیید می‌نمودند؟ آیا درست است که حرکت آقای احمدی‌نژاد را که از رهبری سؤال می‌کنند: «اگر نتوانم کار کنم می‌توانم استعفا بدهم» را حمل بر مقابله با ولیّ فقیه کرد؟

مگر ما در قرآن نداریم اگر کسی نتوانست روزه بگیرد برای او گناهی نیست. آیا اگر رئیس جمهور احساس کرد جریان‌های سیاسی کشور و از جمله مجلس طوری برای دولت تنگنا درست کرده‌اند که نمی‌تواند کار را ادامه دهد و از آقا بخواهد مدتی به او فرصت دهند تا در مورد ادامه ی کار فکر کند, این مقابله با ولایت فقیه است؟ در ولایتمداری آقای احمدی نژاد همین بس که وقتی در یازدهمین روز خانه نشینی‌اش رهبر انقلاب (روز شنبه 10 اردیبهشت) فرمودند: «هرگونه اقدامی که موجب خوشحالی و جنجال دشمنان و ناراحتی دوستان شود مذموم است و باید از آن پرهیز شود» روز یکشنبه در جلسه‌ی هیئت دولت حاضر می‌شوند.

استاد طاهر زاده به مورد دیگر حمایت قاطع امام خامنه ای از دولت اشاره کرده و می فرمایند:

مقام معظم رهبری«حفظه‌الله» در دیداری که در 8/3/1390 با نمایندگان مجلس داشتند فرمودند:

«نگویید فلان ضعف و فلان ضعف وجود دارد، بنده به ضعف‌ها آگاهم. شاید بنده بعضی از ضعف‌ها را هم بدانم که خیلی‌های دیگر ندانند، با وجود این ضعف‌ها، آن چیزی که امروز در قوه‌ی مجریه وجود دارد، یک شاکله‌ی خوب و مطلوب است».

ملاحظه کنید آقا علاوه بر این‌که می‌فرمایند شاکله‌ی دولت خوب است، می‌فرمایند: مطلوب است. این نشان می‌دهد مقام معظم رهبری از دولت راضی هستند، چون می‌توانستند فقط با واژه‌ی «خوب» است مسئله را تمام کنند تا فقط دولت را به عنوان یک نهادِ نظامِ اسلامی تأیید کرده باشند، ولی با گفتن «مطلوب» دارند به حزب الله کُد می‌دهند که فریب جوّ موجود که عمدتاً سیاسی است را نخورند. در همین جلسه فرمودند در کشور دارد کار انجام می‌گیرد و به مجلس توصیه کردند: «انسان نگاه کند ببیند دولت چه طوری می‌تواند عمل کند، چه جوری بهتر می‌تواند عمل کند، قانون را تنظیم کند».

از این جمله‌ی مقام معظم رهبری«حفظه‌الله» استفاده می‌شود که بعضی از قوانینی که مجلس تصویب می‌کند قابل اجراء نیست و بعد هم به اسم این‌که قانون است و دولت باید آن را اجرا کند چماق قانون‌گریزی بر سر دولت کوبیده می‌شود که اگر دنبال کنید نمونه‌های فراوانی هست از جمله موضوع وزرات ورزش بود که از یک طرف دولت باید وزیر معرفی کند از طرف دیگر تا شرح وظایف وزارت‌خانه‌ی جدید معلوم نشود و مورد تصویب مجلس قرار نگیرد معلوم نیست دولت آن وزیر را بر اساس کدام شرح وظایف به مجلس معرفی نماید.»

منبع تمامی صحبت های استاد طاهر زاده

http://lobolmizan.ir/?action=show_news&news_id=457


با توجه به مسائل فوق الذکر ، استنباط می گردد که راهبرد جبهه نفاق در این دوران بسیار پیچیده بوده و در سه مرحله عملیاتی می گردد:

الف : کنار زدن اطرافیان دولت به بهانه وجود جریان موهوم انحرافی

ب : کنار زدن شخص رییس جمهور به علت حمایت از اطرافیان خود « که توسط جبهه مقابل ، جریان انحرافی نامیده می گردند »

ج : کنار زدن رهبر انقلاب از جایگاه  رهبری و فصل الخطابی  به واسطه حمایت از رییس جمهوری که منحرف بوده و تحت تاثیر رمال و جادوگر و اطرافیان منحرفش ، کشور را به بحران برده است.

http://www.pic.iran-forum.ir/images/x4qnwtij3w7u6nu8jqmx.jpg

آنگونه که می بیینیم مرحله سوم این عملیات پیچیده طراحی شده از سوی سایت راس الفتنه سال88،با نگارش نامه های هتاکانه از سوی دو سردار بازنشسته و حضور نماینده اسبق مجلس در برنامه زنده تلویزیونی و اهانت به رهبری انقلاب ، آغاز گردیده است.

در دشمنی دشمنان خارجی و مغرضین داخلی و اصحاب زر ، زور ، قدرت و ثروت جای تعجب نیست اما سوال از برخی مومنین ولایتمدار اینجاست که چرا اینگونه ملعبه دست راس الفتنه شده اند و بر طبل اختلافی می کوبند که بارها تذکرات مصلحانه مقام عظمای ولایت را در پی داشته است.

مقام عظمای ولایت در این مورد می فرمایند:

«عاشورا به ما درس می دهد كه در ماجرای دفاع از دین، بصیرت بیش از چیزهای دیگر برای انسان لازم است. بی بصیرت ها بدون این كه بدانند، فریب می خورند و در جبهه باطل قرار می گیرند چنان كه در جبهه ابن زیاد كسانی بودند كه فُسّاق و فجّار نبودند ولی از بی بصیرت ها بودند. اینها درس های عاشوراست البته همین درس ها كافی است كه یك ملت را از ذلت به عزّت برساند. همین درس ها می تواند جبهه كفر و استكبار را شكست بدهد. اینها درس های زندگی ساز است. این، جهت اول واقعه عاشورا است.»

نتیجه اینکه اگر توانستیم در سال 1364 امام خامنه ای را  ضد ولایت فقیه بدانیم ، امروز هم دکتر احمدی نژاد را می توان ضد ولایت فقیه دانست!

فاعتبروا یا اولی الابصار

  دوم از نظر عقلی:

بحث در این مورد را با دو پرسش آغاز می کنیم :

سوال اول :                                                                                                             براستی آیا تا به حال از خود پرسیده ایم چرا در طول سال هایی که ریاست جمهور نسبت به ولایت فقیه حرف شنوی داشته است « مثل دوران ریاست جمهوری آیت الله خامنه ای و دکتر احمدی نژاد » جبهه استکبار و ایادی داخلی و وابسته اش به شدت در پی القا این موضوع بوده اند که این تفکر را پایه ریزی کنند که " رییس جمهور در مقابل رهبری ایستاده است "؟

سوال دوم : و آیا از خود پرسیده ایم که در دوران ریاست جمهوری افرادی چون بنی صدر ، هاشمی و خاتمی ؛ و با وجود اینکه برخی از این افراد در زاویه 180 درجه ای با نظرات رهبری انقلاب بوده و برخی نیز آرمانهای انقلاب را زیر سوال برده و به دنبال سپردن امام خمینی «ره» به موزه های تاریخ بودند ، لوایح دوقلو برای کاهش اختیارات رهبری ارائه کرده بودند ، فتنه 18 تیر را با محوریت اعضای کابینه شان برای براندازی انقلاب طراحی میکردند ؛ چرا رسانه های خارجی و اصحاب زر و زور در پی القاء این موضوع نبودند که آنان با رهبری زاویه دارند؟

نکته :

به نظر نمی رسد که در جهت اثبات ولایتمداری امام خامنه ای در دوران ریاست جمهوریشان نیازی به ذکر سند باشد  اما به جهت اینکه ممکن است این شبهه پیش آید که بر چه اساسی مدعی در خط ولایت و انقلاب بودن دولت احمدی نژاد و در خط ولایت و انقلاب نبودن دولتهای سازندگی و اصلاحات شده ایم ؛ به بخشهایی از صحبت های امام خامنه ای در سفر به قم و دیدار با جامعه مدرسین حوزه علمیه در سال 89 اشاره می کنیم:

«و ایضا به جهت رفع این شبهه که برخی مدعی هستند امام خامنه ای از دولت دهم حمایت نمیکند و حمایتهای ایشان تنها از دولت اول احمدی نژاد بوده است به صحبت های ایشان در سال 89 و90 و در دولت دهم اشاره میکنیم ؛ ناگفته پیداست که این حمایت ها در دولت نهم هم بقدری زیاد بوده است که نیازی به ذکر آن نمی رود»

امام امت در این دیدار  ( که در تاریخ 5 آبان 1389 و در جریان سفر تاریخی ایشان به شهر مقدس قم ایراد گردیده و متن آن بعدا تکثیر شده و بین فضلا و اساتید حوزه نیز پخش شده است ) می فرمایند:

« نکته آخری که عرض میکنم و لازم هم میدانم این را عرض کنم ، این است: ببینید ، مساله دولت و حمایت از دولت ، مقابله با دولت ، مخالفت با دولت، زیاد مطرح است ؛ هم در جامعه مدرسین هم در بیرون جامعه مدرسین ، هم در سطح عمومی کشور، فلان کس موافق است، فلان کس مخالف است.من این را باید به شما عرض کنم ، با اطلاع و از نزدیک عرض می کنم.»

پی نوشت اول :

آنچنان که از لحن صحبت های حضرت آقا بر می آید ایشان قصد دارند مطلب بسیار مهمی را با جامعه مدرسین در میان بگذارند و در ابتدای بحث " تاکید " دارند که این مسائل را از نزدیک مشاهده کرده اند-

امام امت در ادامه بیاناتشان می فرمایند:

« یک روزی توی این کشور تلاش می شد-هم شعارش داده میشد، هم عملا تلاش می شد-که حاکمیت دوگانه درست کنند-یعنی واقعا برای این کار بنا کردند سرمایه گذاری کردن.مراد از حاکمیت دوگانه هم فقط این نیست که دو دستگاه در راس کشور قرار داشته باشند که هرکدام به نوبه خودشان تصمیم گیری کنند ؛ این معنایش این بود که منزله رهبری و ولایت فقیه و این حرفهایی که ماها داریم و انقلاب از اول داشته ، اینها را از جایگاه تعیین کنندگی و فصل الخطاب بودن کنار بیاندازند و برایش رقیب درست کنند»:

" اولین اشاره رهبر معظم انقلاب به ولایتمدار نبودن دولتهای گذشته "

ایشان ادامه دادند:

« این حاکمیت دوگانه فقط شعار داخل هم نبود که ما بگوییم کسانی در داخل این شعار را می دادند ؛ نه ، همان وقت آمریکایی ها هم این را گفتند، اروپایی ها هم این را گفتند، توی تبلیغاتشان هم آوردند و همین تعبیر " حاکمیت دوگانه " را به کار بردند..در دولت نهم و دهم-از وقتی که آقای احمدی نژاد آمده-بحث حاکمیت دوگانه نیست ؛ حاکمیت یگانه است ؛ یعنی دولت و رهبری و تشکیلات در امتداد یک خط قرار دارند ؛ این را من " جازما و قاطعا  " به شما عرض میکنم»


: " دومین اشاره به ولایتمدار نبودن دولتهای قبل

و اولین تاکید با جزم و قطع امام امت بر ولایتمدار بودن دولت و شخص آقای احمدی نژاد "


پی نوشت دوم:

اگر بناست نظر رهبری معیار ولایتمداری ما باشد ، با استناد به این جملات صریح با قاطعیت تمام میتوان گفت آنان که روز و شب می کوشند به بهانه های واهی دولت را ضد ولایت فقیه جلوه دهند و هر روز هم بساطی راه می اندازند ؛ یا رهبری را شخص دروغگو می دانند یا اینکه واقعیت را می دانند اما در این یک زمینه نمی توانند و نمی خواهند ولایتمدار باشند-

رهبر انقلاب در ادامه فرمودند:

« البته معنایش این نیست که اختلاف نظری وجود ندارد یا فلان مسئول دولتی یا رییس جمهور یا غیر رییس جمهور در نظرات و افکارشان نقاط اشتباهی ندارند ؛ چرا ، از این قبیل هست، همیشه بوده، باز هم هست مواردی که اختلاف نظر بین بنده و شخص آقای رییس جمهور وجود دارد؛ یکی دو تا هم نیست ، موارد متعددی هست که اختلاف نظر وجود دارد- البته یک جاهایی هست که مطلب برای من محرز و روشن و جزمی است ، می گویم آقا این کار نباید بشود، خب " واقعا " گوش میکنند و جلویش گرفته می شود.» :

  " دومین تاکید مقام عظمای ولایت « با ذکر قید " واقعا  گوش می کنند " » بر ولایتمدار بودن و گوش کردن حرف رهبری از سوی رییس جمهور "


امام خامنه ای در ادامه می فرمایند:

« نظرات گوناگونی می آید ؛ یک وقت آدم به نظر قطعی می رسد اما من غالبا به نظر قطعی و جازم نمی رسم ، چون در این قضیه من صاحب نظر نیستم ؛ لذا دخالت نمیکنم.در بعضی قضایا چرا، اطلاع دارم، جازمم، می فهمم خطایی وجود دارد ؛ لذا جلویش را میگیرم و نمی گذارم انجام بگیرد.اما سیاست کلی " سیاست کلی هم جهتی است "»


: " سومین تاکید امام امت در هم جهت بودن دولت و رهبری "

ایشان به حمایت خود از دولت اشاره کردند و فرمودند:

« بعضی می گویند فلانی از دولت حمایت می کند ، بعضی می گویند نمیکند ؛ من از همه دولت ها حمایت میکنم.از دولت و قوه مجریه و مسئولینی که هستند در همه دوره ها من حمایت کردم ؛ با اینکه بعضی هایشان از لحاظ جهت گیری ، مخالف با جهت گیری ما بودند ، منتهی برخورد کردن و تضعیف کردن مصلحت کشور نبوده ، در داخل از زیر، هر کار می توانستیم میکردیم اما در حمایت عمومی ، من حمایت میکردم. در این دولت ، قضیه اینجوری است ، یعنی جهت گیری ؛ جهت گیری درستی است، این دولت جهت گیری اش جهت گیری درستی است اگرچه خطاهای گوناگونی هم در جاهای مختلف دارد »


:  " سومین تاکید رهبری بر جهت گیری برخی دولتهای گذشته بر خلاف نظر رهبری و چهارمین تاکید بر جهت گیری درست این دولت "


پی نوشت سوم:

به نظر می رسد بیانات رهبری کاملا واضح باشد.ایشان علاوه بر انتقاد از دولت ، جهت گیری های اساسی را جهت گیری های درستی می دانند.این را کسی میگوید که خود در دوران اصلاحات و سازندگی جلودار انتقاد از انحرافات و هشدار دادن ها بوده است.

امام امت که در 16 سال سازندگی و اصلاحات  در نمازجمعه به صراحت از پایگاه زدن دشمن در کشور سخن می گفت و از وضعیت مطبوعات گلایه می کرد و درخصوص شبیخون فرهنگی آنگونه صریح لب به انتقاد می گشود یا از عدم توجه به عدالت و شیوع فساد به شدت گلایه می کرد اینگونه علاوه بر اینکه بر جهت گیری های کلی " مهر تایید " می زند ، بسیاری از انتقادات وارد بر دولت را نیز وارد می داند اما می گوید اینها نه اصلی است و نه اصولی.

تاکید چندین باره ایشان بر فرعی و اصلی کردن مسائل که به کلی از سوی مدعیان ولایتمداری نادیده گرفته شده است ، مظلومیت های رهبری در بین خواص را تایید میکند.

در مورد مساله مکتب ایران ایشان می فرمایند:

« من واقعا نفهمیدم که اینها حقیقتا دنبال اینند که حالا یک چیزی را در مقابل اسلام علم کنند ، البته بدم می آید ازین کاری که میکنند ، دیروز هم همین آقایی که مسئول این چیزهاست ، سر ناهار پیش من آمده بود و یک چیزی را مطرح می کرد.گفتم آقا اینقدر ایرانی گری ایرانی گری نکنید.یک تشری هم آنجا به او زدم ، از این کار خوشم نمی آید ؛ اما اینکه واقعا می خواهند یک مکتب ایرانی را در مقابل مکتب اسلام علم کنند ، من واقعا این را نمی فهمم. با ملاحظه قراین گوناگون در کارهای این ها ، این به دست نمی آید.حالا یک جاهایی ممکن است اشتباه کنند ، اشتباه هم می کنند ؛ اینجوری نیست»


پی نوشت چهارم:

رهبری عزیز انقلاب نشان می دهند که در جهت انتقاد و برخورد با انحراف رودربایستی نداشته و آن را گوشزد میکنند به علاوه اینکه تاکید میکنند که قصد دولت " تقابل ایران و اسلام نیست".


-رهبر انقلاب باز به گذشته برگشته و می فرمایند:

« در گذشته کارهایی انجام میگرفت که آدم حقیقتا نگران و مضطرب می شد.الان رییس جمهور با هرکسی در دنیا ملاقات کند و حرف بزند، من از حرف زدن او نگران نیستم.اطلاع هم ندارم اما نگران نیستم.می دانم که در خلاف جهت انقلاب و سیاست کلی نظام مطلبی گفته نخواهد شد.مطلبی پیش نخواهد رفت؛ ولو حالا به لحاظ تعارف دوکلمه هم یک چیزی بگویند ، اما کاری پیش نخواهد رفت ؛ این را خاطرم جمع است »

: چهارمین تاکید رهبری بر عدم اعتماد به دولتهای گذشته و پنجمین تاکید بر اعتماد کامل به دولت نهم و دهم


پی نوشت پنجم :

تاکیدهای مکرر رهبری بر اعتماد کامل به دولت ، ناشی از چیست؟ چگونه برخی سیاسیون که ادعای ولایتمداری دارند بر خلاف این صحبت ها هر روز در روزنامه ها و سایت هایشان مطالب خلاف واقع را به رییس  جمهوری که مورد اعتماد کامل رهبری است نسبت داده و متاسفانه در اقدامی غیر اخلاقی ؛ این نسبت دادن ها را مستند به صحبت های خصوصی رهبری می دانند؟

چرا رهبری تاکید بر مقایسه بین این دولت و دولتهای گذشته دارد؟


-امام امت در ادامه میفرمایند: « در گذشته اینجور نبود ؛ یک ذره غفلت می کردیم ، یکهو یک کاری انجام میگرفت.پیش من آمدند و گفتند ما میخواهیم از بانک جهانی قرض کنیم.آقایانی که توی مسائل پولی و اینها اطلاعاتی دارند ، می دانند چقدر این کار چیز خطرناکی است.احتیاجی هم نداشتیم اما گفتند میخواهیم قرض کنیم.من گفتم این کار را نکنید ، اول رییس جمهور این را به من گفت- مال هشت نه سال پیش است- بعد من گفتم این کار مصلحت نیست نکنید.رفتند ، ولی بعد دیدم دو ، سه نفر از کارشناس های اقتصادی و مسائل پولی و بانکی دولت آمدند با من صحبت کردند و گفتند آقا ما این را احتیاج داریم ؛ ناچاریم این کار را بکنیم.من دیدم این اصلا برنامه ریزی شده است؛ میخواهند این کار را بکنند.جلسه بعد که رییس جمهور پیش من آمد ، گفتم آقا اگر شما این کار را کردید، من با این کار اعلام مخالفت خواهم کرد.ترسیدند ، دیگر نکردند.کارها اینجوری بود اما امروز چنین چیزهایی پیش نمی آید»


: پنجمین تاکید رهبری بر عدم اعتماد به دولتهای گذشته و مقایسه با شرایط امروز و شمشمین تاکید بر اعتماد به دولت نهم و دهم

http://www.pic.iran-forum.ir/images/ifkpd8cjy3yvhdhxtaq4.jpg

رهبری معظم در ادامه فرمودند :

« آن وقت صدر اعظم آلمان کهل بود.او با رییس جمهور ما ارتباطات خوبی داشت.تلفنی با هم صحبت میکردند، چه می کردند ؛ من هم همین ارتباطات را تایید می کردم.او یک نفر مامور هم گذاشته بود که به ایران می آمد و صحبت می کرد و می رفت و قرار می گذاشت.

یک شب رییس جمهور به من کاغذی داد گفت ما این ها را نوشته ایم تا نماینده رییس جمهور ایران اینها را به این نماینده ای که از آلمان می آید بدهد.

من بعدا نگاه کردم دیدم نوشته شما انتظارات خود را از جمهوری اسلامی بیان کنید ؛ شما از ما چه انتظاراتی دارید؟؟ این خیلی چیز خطرناکی بود.خیلی اوقاتم تلخ شد.من پیغام دادم گفتم او غلط می کند از ما انتظازات داشته باشد.او چه کاره است.

آن وقت ، دولت آلمان تنها دولت اروپایی بود که با جمهوری اسلامی یک ارتباطی داشت.گفتم مثل آن کسانی که بلا تشبیه یک زن بدنامی را از توی آن محله بدنام بیرون می آورند و آب توبه روی سرش می ریزند و زیر حمایت خودشان می گیرند.

اینها میخواهند با جمهوری اسلامی این جوری رفتار کنند.مگر آلمان کیست که بخواهد با جمهوری اسلامی این جور برخورد کند؟

اوهم گفته بود که شماها هر کاری با اروپا دارید ، به ما بگویید تا ما این کارها را برایتان انجام دهیم.اینها هم یک فهرستی نوشته بودند که ما این را می خواهیم ، این را میخواهیم.

من گفتم شما میخواهید با بلژیک ، با ایتالیا با اتریش ارتباطات داشته باشید به این چرا میگویید؟

ببینید خطاها ، خطاهای اصولی و اساسی بود.آدم یک ذره غفلت می کرد ، چنین چیزی پیش می آمد.

این را من به شما عرض بکنم ؛ امروز چنین چیزهایی وجود ندارد.»

: ششمین انتقاد صریح رهبری از دولتهای گذشته و مقایسه با شرایط امروز و هفتمین تاکید بر اعتماد به دولت نهم و دهم


پی نوشت ششم :

نارضایتی ، عدم اعتماد و نتیجتا مراقبت همه جانبه رهبری به جهت بیم از انحراف در دولتهای گذشته را زمانی که با رضایت و اطمینان خاطر ایشان از دولت نهم و دهم مقایسه می نماییم به عمق انحراف برخی پی خواهیم برد که رییس جمهور را منحرف می دانند.

به اعتقاد ما اگر رییس جمهور انحرافی هم داشته باشد ، انحراف ازخط اصولگرانمایان است چرا که طبق نص صریح ولایت او در خط انقلاب و رهبری و سرباز ولایت است.


-امام خامنه ای در ادامه می فرمایند:

« آن وقت آمدند به ما گفتند – این خاطرات مال آن وقت هاست – که آقا ما میخواهیم بگوییم این دو دولت را در فلسطین قبول داریم! دو دولت! ببینید این چقدر انحراف است که کسی این را ملتفت نشود

ما یک خورده اوقات تلخی کردیم ، چه کردیم ؛ بلاخره ظرف دو سه جلسه رد و بدل کردن و گفتگو کردن و اینها ، این مسائل برداشته شد.امروز اینها نیست.آن روزها آدم توی آن مسائل خاطر جمع نبود.امروز اینجور نیست ؛ یک جهت واحدی است ، دارند یک حرکتی میکنند.» :


هفتمین انتقاد و نارضایتی صریح رهبری از انحراف در دولت های گذشته و مقایسه با شرایط امروز و هشتمین تاکید بر اعتماد به دولت نهم و دهم


پی نوشت هفتم :

به راستی ببینید انحراف از اصول انقلاب تا چه حد بالا رفته بود که غده سرطانی اسراییل قرار بوده از سوی رییس جمهور سابق ایران به رسمیت شناخته شود!

مدعیان ولایتمداری که در مقابل حرف غلط مشایی در مورد دوستی با مردم اسراییل آنگونه همه دولت را به زیر سوال برده بودند در سالهای شوم و ننیگن دولت اصلاحات کجا بودند؟

آیا این تناقضات و عدم توجه به حمایت های صریح رهبری از دولت خدمتگذار، شائبه سیاسی بودن و کینه جویانه بودن این دشمنی ها را تقویت نمی کند؟

انحراف از اصول انقلاب در دولتهای گذشته به حدی وسیع گردیده است که سخن دیکتاتور سابق لیبی « مبنی بر تشکیل دو دولت اسراییل و فلسطین با نام واحد اسراطین!» از زبان رییس جمهور سابق ایران شنیده می گردد..

توجه به لفظ " انحراف " در این قسمت از بیانات امام خامنه ای (در مورد دولت خاتمی ) نشان می دهد که ایشان اگر انحرافی ببینند، می گویند و این در حالی است که ایشان در مورد دولت و اطرافیانش یکبار هم از لفظ " انحراف " استفاده نکرده و صرفا اختلاف نظر در مورد مسائل فرعی و .. صحبت می کنند

و عجیب آنکه سردار مبارزه با غده سرطانی صهیونستی و فردی که موجودیت غاصبین قدس را با طرح موضوع هولوکاست ، به چالش جدی و اساسی رساند از نظر برخی ، منحرف خوانده می شود!

امام همیشه بیدار امت در پایان فرمودند:

  «البته من اعتقاد به نصح دارم یعنی واقعا معتقدم اگر جامعه مدرسین یک مواردی اشتباهی می بینند ملاحظه رفاقت و دوستی را نکنند ، نصیحت کنند ،منتهی مراقب باشند که یک جهت گیری عامی برای زمین زدن دولتی که حالا نسبت به شعارهای انقلاب وفادار است ، نسبت به رهبری اظهار اطاعت میکند و چه و چه ایجاد نشود....به آن حرکت کمک نشود ؛

عرض ما این است یک جوری نصیحت کنید که آن کسانی که قصد ریشه کنی دارند، نتوانند استفاده کنند.ولی خوب، نصیحت کنید ، پیغام بدهید، کاغذ بنویسید ؛ اگر یک جایی واقعا دیدید ضرورت دارد ، اعلام هم بشود .

اعلام عمومی در مواقع ضرورت ایرادی ندارد اما باید مراقبت بشود ، اینجور نیست که حالا انسان هر اعتراضی دارد، مصلحت باشد که  این را علنی و عمومی کند.»


تاکید نهم نایب امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بر در خط انقلاب و ولایت بودن دولت

http://www.axgig.com/images/35853474974135489438.jpg


پی نوشت آخر:

مقام معظم رهبری در پایان نیز ازاعضای جامعه مدرسین تقاضا میکنند که در انتقادهایشان از دولت: 

  " اولا " ملاحظه رفاقت ها را نکرده و نصیحت کنند.

" ثانیا " این انتقادات در همه جا علنی نگردد و تنها در مواقع ضرورت اعلام عمومی شود 

" ثالثا " این نصیحت ها زمینه ای نشود برای زمین زدن دولت وفادار به انقلاب و مطیع رهبری.

در پایان نیز تاکید می شود به جهت حفظ امانتداری در بیانات شیوای نایب بر حق امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بر خود واجب و لازم دانستیم که همه صحبتهای ایشان « حتی در مواردی که به دولت انتقاد وارد دانستند» را ذکر نماییم.

از سایر رسانه های جمعی نیز انتظار می رود که صحبت های امام امت را بدون تقطیع ، تحریف و تغییر ، در اختیار مردم قرار دهند.

والعاقبه للمتقین


سوم از نظر  قرآنی  و روایی :


خداوند در قرآن در آیه هشتاد و دو سوره مائده می فرماید :

" لتجدن اشد الناس عداوه للذین آمنوا الیهود..."  همانا محققا دشمن ترین مردم نسبت به مسلمانان را ، یهود خواهی یافت "..

بر طبق این آیه ، بزرگترین دشمن مسلمانان ، یهود «صهیونیست» هستند.

همچنین خداوند در آیه 51 سوره مذکور می فرماید:

" یا ایها الذین آمنوا لا تتخذوا الیهود و النصاری اولیاء بعضهم اولیاء بعض و من یتولهم منکم فانه منهم "

: ای اهل ایمان، یهود و نصاری را« که دشمن اسلامند » به دوستی مگیرید ، آنان بعضی دوست دار بعضی دیگرند و هرکه از شما مومنان با آنها دوستی کند بحقیقت از آنها خواهد بود...

در روایات نیز دوستی با دشمنان خدا و دشمنی با دوستان خدا به شدت نکوهش شده است ، در این مبحث به دو روایت اشاره می گردد:

" عن ابن فضال عن الرضا علیه السلام انه قال : من والی اعداءالله فقد عادی اولیاه و من عادی اولیاءالله فقد عادی الله تبارک و تعالی ، و حق علی الله و عز و جل ان یدخله فی نار جهنم " :

ابن فضال از حضرت امام رضا علیه السلام نقل کرده که فرمود: هرکس دشمنان خدا را دوست دارد با دوستان خدا عداوت و دشمنی کرده و هرکس با دوستان خدا دشمنی کند همانا با خدای تبارک و تعالی دشمنی کرده است و حق است بر خدای عز و جل که چنین کسی را به دوزخ اندازد.

« برگرفته از صفات شیعه تالیف شیخ صدوق »

" عن الحسین بن خالد عن ابی الحسن الرضا علیه السلام ، قال : شیعتنا المسلمون لامرنا الآخذون بقولنا النخالفون لاعدائنا فمن لم یکن کذلک فلیس منا " :

حسین بن خالد از حضرت امام رضا علیه السلام نقل می کند که فرمودند: شیعیان ما کسانی هستند که تسلیم امر مایند و سخنان ما را می شنوند و مخالف دشمنان ما هستند ، پس هرکس این گونه نباشد از ما نیست.

« برگرفته از  صفات شیعه تالیف شیخ صدوق »

در بیانات حضرت امام خمینی «ره» نیز آمده است که : مواظب باشید دشمن شما را تایید نکند.

همچنین امام خامنه ای می فرمایند:

  دل انسان غمگین می شود و می شکند به خاطر اینکه چرا کسانی که نان انقلاب را خوردند، نان اسلام را خوردند ، نان امام زمان عجل الله را خوردند ، دم از امام زمان زدند ، دم از ائمه ی معصومین زدند ، حالا طوری مشی کنند که اسرائیل و آمریکا و سیا و هرکسی که در هر گوشه ی دنیا با اسلام دشمن است ، برایشان کف بزنند!این انسان را غصه دار میکند:

26آذر78

پی نوشت اول:

آنگونه که از آیات قرآن و روایات مشخص است یکی از ویژگیهای بارز و وجه تمایز مومن و منافق، دشمنی و یا دوستی فرد با یهود و نصاری است دشمن شناسی یکی از ویژگیهای فرهنگ ناب تشیع بوده که در مواقع فتنه و آمیخته شدن حق و باطل به خوبی ترسیم کننده حق و باطل خواهد بود.

به گونه ای که هر حرکت و هرشخصی که مورد تایید یهود و صهیونیست باشد«چه آگاهانه و چه جاهلانه» در جبهه باطل قرارمی گیرد و هر حرکت و شخصی که مورد غضب و خشم صهیونیست باشد در جبهه حق جای دارد.

برای تبیین بهتر بحث لازم است به فتنه 88 و حمایت آشکار بهاییت ، سلطنت طلبان ، دشمنان اسلام و ائمه « بنگاه های دروغ پراکنی خارجی» ، صهیونیست ها ، وهابیت و آل سعود و ... از فتنه سبز و دشمنی آشکار شیعیان ناب و واقعی با این فتنه اشاره شود.

در نهایت دیدیم که این دشمنان قسم خورده اسلام ، حتی حرمت عاشورای حسینی را نیز نگه نداشته و آن فجایع را به بار آوردند.

موضوعی که در آن ایام میتوانست حق و باطل را آشکار و هویدا کند حمایت دشمنان صهیونیستی و قسم خورده از فتنه سبز بود که ملاک آشکار و بزرگ در باطل بودن این جنبش بود...

این نکته که ضلع سوم مثلث قدرتمند جبهه حق در نبرد با استکبار و صهیونیسم بین الملل  " دکتر احمدی نژاد " « بعد از امام خامنه ای و سید حسن نصرالله » است ،از سوی مغرض ترین دشمنان دکتر نیز قابل کتمان نیست.

مواضع ضد صهیونیستی دکتر احمدی نژاد در سازمان ملل و آتشین تر شدن نطق های سالانه او در مجمع سالانه سازمان ملل نسبت به سال گذشته ، جای هیچگونه تردیدی باقی نمی گذارد که او همچنان از سرداران اصلی جبهه حق و در خط مقدم نبرد با استکبار و صهیونیسم بین الملل است.

احمدی نژاد اولین کسی بود که در نیویورک ؛ موجودیت و مشروعیت اسرائیل را با طرح موضوع هولوکاست به چالش کشید.

اینگونه از موضع قدرت صحبت کردن در سازمان ملل «به جز امام خامنه ای در سالهای دهه شصت» از سوی هیچ رییس جمهور دیگری در تاریخ سابقه نداشته است.

براستی اگر احمدی نژاد منحرف شده بود ؛ در سازمان ملل می توانست اینگونه مدعیان حقوق بشر و دموکراسی را بی آبرو کند؟

http://www.pic.iran-forum.ir/images/d1ar036fa7851yvs44a.jpg

نکته مهم دیگر این است که اگر واقعا احمدی نژاد منحرف شده بود،آیا جبهه باطل از او در جهت تقابل با ولایت استفاده نمی کرد؟

اینکه جبهه باطل سعی در القا این مطلب دارد که احمدی نژاد در مقابل ولایت ایستاده است به این جهت است که از هر راهی که قصد نفوذ به شخصیت دکتر داشتند ؛ با شکست مواجه شدند چرا که در غیر اینصورت به مانند زمان ریاست جمهوری خاتمی و ..از رییس جمهور به عنوان مهره خویش استفاده می کردند آن هم به صورت چراغ خاموش و بدون القای حاکمیت دوگانه!

هنوز خاطره شعار تلخ : درود بر سه سید فاطمی ؛ خمینی ، خامنه ای ، خاتمی را از یاد نبرده ایم که به جهت مشروعیت بخشی به یک مهره ضد ولی فقیه «خاتمی»، از ابزار قرآن بر سر نیزه استفاده کردند و باعث رای 20 میلیونی خاتمی گشتند.

اصولا غربال از نشانه های حاکمیت حق است در دوره ۵ سال زمامداری دنیوی مردی چون علی هم تقریبا چیزی جز ریزش وجود نداشت.

در روزهای آخر عملا محدوده حاکمیت ایشان به دیوارهای کوفه محدود شده بود… غربال نشانه حضور حاکمیت حق است. اگر باطل حاکم باشد غربال بسیار ناچیز است. اصلا اگر نفاق حاکم شود که همه با هم دوست می شوند !

مشکل منافقین بزرگترین چالش حکومت پیامبر بود اما در دوره خلفای سه گانه اصلا چنین مشکلی وجود نداشت! تا دوباره در زمان علی سرباز کرد.

مهم این است که نباید از حکومت حق انتظار داشت خصایص باطل را داشته باشد و زدن ماسک آیه قرآن درجه ای از واقعیت نمی کاهد.

و اما امروز چه شده است که برخی از نیروهای شاخص حزب اللهی؛  برچسب ؛ دروغگو ، رمال ، دزد و ...را به دولت منتسب می کنند و عجیب اینکه جریان فتنه در سال 88 به شدت در پی القاء همین مطلب بود و به جهت همین تهمت ها و دروغ پراکنی ها آنچنان بی آبرو گردید که به طور کلی از صحنه سیاست حذف و نابود گردید !

چه شده است که امروز برخی صحبت های دشمن شادکن علیه رییس جمهوری را مطرح می کنند که با آمدن او در سال84 خیال امام امت راحت گردید.

آیا کسی می تواند به این شبهه پاسخی مناسب دهد که به چه دلیل بنگاههای دروغ پراکنی صهیونیست ها و دشمنان قسم خورده این آب و خاک ، صحبت های برخی خواص ما را که در جهت القای حاکمیت دوگانه هستند ، به طور وسیع پوشش می دهند؟

  بنابراین مطابق آیات قرآن و دشمنی دشمنان قسم خورده اسلام«صهیونیست ها» با دکتر احمدی نژاد باید گفت که مواضع او به اندازه حتی ذره ای تغییر پیدا نکرده است و ادعای انحراف و ضدیت با ولایت ، ادعایی بس خطرناک و بازی در پازل دشمن است.

برای درک بهتر این موضوع لازم است به این موضوع توجه شود که بدانیم سخنان تفرقه افکنانه برخی خواص جهت القای این موضوع " که در کشور حاکمیت دوگانه ایجاد شده است و رییس جمهور حرف رهبری را گوش نکرده است " مورد توجه و استقبال شدید رسانه های جبهه باطل مانند بی بی سی فارسی ، voa  و به عبارت بهتر صدای آمریکا ، فیس بوک ، جرس ، بالاترین و ...قرار گرفته است.

برای نمونه زمانی که صحبت های یکی از خواص در اواخر فروردین 90 که با صراحت اعلام کرده بود : "مشایی و احمدی نژاد لاله و لادن هستند و جدا کردن آنها از همدیگر موجب مرگ هر دو می شود " مورد کنکاش و تجزیه و تحلیل قرار میگیرد ، روشن می گردد که این نوع اختلاف افکنی و اهانت به رییس جمهور از فروردین ماه تاکنون همچنان در صدر اخبار تحلیلی و تمسخر آمیز جبهه باطل و رسانه های اخیر الاشاره قرار داشته و خوارک تبلیغاتی وسیعی برای جبهه باطل فراهم کرده و ضربه شدیدی نیز به وحدت نیروهای حزب اللهی در داخل کشور وارد کرده است.

صحبت هایی که در همان ابتدا و زمانی که مورد تایید و استقبال دشمن قرار گرفت ، مشخص شد که بازی در پازل دشمن است ، در این یازده ماه ، متاسفانه نمونه های این صحبت های دشمن شاد کن از سوی خواص کم نبوده است.

http://www.pic.iran-forum.ir/images/g7kna8oubdnm7zqu0605.jpg

اینگونه اظهارات دشمن شاد کن به قدری شدت یافته است که بارها تذکرات صریح امام امت را در پی داشته است:

امام خامنه ای در دیدار با فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در 13 تیرماه سال جاری فرمودند: 

« سر یك قضیه‌اى كه آنچنان هم از اهمیت بالائى برخوردار نبود - سر مسئله‌ى اطلاعات و امثال اینها - چه جنجالى در دنیا راه انداختند. تحلیلها را بردند به این سمت كه بله، در داخل نظام جمهورى اسلامى شكاف ایجاد شده است، حاكمیت دوگانه شده است، رئیس جمهور حرف رهبرى را گوش نكرده است! دستگاه‌هاى تبلیغاتىِ خودشان را از این حرفهاى سست و بى‌پایه پر كردند. یك وقت هست كه یك جریانى در مقابل انقلاب مى‌آید قد علم میكند به قصد كوبیدن انقلاب، خب، وظیفه‌ى هر كسى است كه دفاع كند.... یك وقت نه، قضیه، قضیه‌ى ایستادگى در مقابل یك حركت براندازانه و اینچنین نیست؛ اختلاف نظر، اختلاف سلیقه، اختلاف عقیده احیاناً است. اینها را بایستى هرچه ممكن است فرو كاست. اینجور چیزها را هرچه ممكن است باید كم كرد. مشتعل كردن این اختلاف نظرها مضر است.»

پی نوشت دوم:

اول : اگر مواضع امام خامنه ای " فصل الخطاب " قرار گیرد ، دیگر نباید شاهد مسائلی بود که حرمت رییس جمهور را به بهانه ضدیت با ولایت فقیه شکسته و روی صحبت امام امت نیز نقد وارد نمایند.

به نظر می رسد که مواضع فصل الخطاب گونه رهبر انقلاب راه را بر روی هرگونه استدلال مبنی بر این موضوع که " رییس جمهور حرف رهبری را گوش نکرده است " بسته باشد و کسانی که ازین پس با تابلوی حمایت از رهبری ، قصد تخریب چهره رییس جمهور را داشته باشند یا در اوج بی بصیرتی بوده و یا آگاهانه در صدد تضعیف رییس جمهور و سپس از فصل الخطاب انداختن رهبری می باشند.

دوم: دقت در بیانات معظم له نشان می دهد که ایشان با وجود حجم بالای تبلیغات مسموم علیه اطرافیان دولت ، به جریان انحرافی معتقد نبوده و صرفا آن را اختلاف نظر و اختلاف عقیده می دانند و نه انحراف....

سوم: امام همیشه بیدار امت ، به مانند همیشه از خطر فتنه 88 یاد کرده و آن راحرکتی در مقابل موجودیت نظام  و حرکتی براندازانه می دانند و بالعکس اختلاف نظرهایی بر سر وجود یا عدم وجود جریان انحرافی را از اختلافات درون نظام و اختلاف سلیقه دانسته و به هیچ وجه به مانند برخی از سیاسیون ، جریان فتنه 88 را در کنار جریان موهوم انحرافی قرار نمی دهند.

چهارم : امام بصیر امت این اعتقاد که : " رییس جمهور حرف رهبری را گوش نکرده است " را حرفی سست و بی پایه می دانند.

پنجم : به راستی چه رازی در نهان است که تا زمانی که رییس جمهور کشور در زاویه کامل با رهبری می باشد از هیچ کس « نه در داخل کشور به اسم مصلح و دلسوز» و نه در خارج از کشور و رسانه های معاند و صهیونیستی ، ندایی مبنی براختلاف بین رهبری و رییس جمهور شنیده نمی شود؟ « درست به مانند دوران سازندگی و اصلاحات»

و دقیقا زمانی که رییس جمهور ولایتمداری قولی و عملی اش را به اثبات می رساند « به مانند دوران ریاست جمهوری آیت الله خامنه ای و دکتر احمدی نژاد » بوق های تبلیغاتی از داخل و خارج از کشور درصدد القای حاکمیت دوگانه بر می آیند؟ آیا آنها دلسوز ما شده اند؟

به نظر می رسد که در مورد خط امام دچار فراموشی شده ایم چرا که امام خمینی «ره» بارها تاکید داشتند که قدرتهای استکباری اگر مطلبی را بیان میکنند، قطعا خیرخواه ما نیستند ...

به جهت تبیین این مطلب که خط امام کدام بوده است و چه انحرافاتی تاکنون داشته است به سخنانی که در ذیل آمده است می توان اشاره داشت و انحراف از خط امام را در آن به وضوح مشاهده کرد :

آقای هاشمی رفسنجانی در18 آبان سال 1369 «در سال دوم ریاست جمهوریشان» در جایگاه نمازجمعه می گویند:

«...اظهار فقر و بیچارگی کافی است.این رفتارهای درویش مسلکانه ، وجهه جمهوری اسلامی را نزد جهانیان تخریب کرده است.زمان آن رسیده که مسئولین به مانور تجمل روی آورند.

از امروز به خاطر اسلام و انقلاب ، مسئولین وظیفه دارند مرتب و باوقار باشند!! هرچند ما فقیر باشیم و اقتصادمان به سامان نباشد ، اما برای آنکه در دیدگان سایر ملل مسلمان و غیرمسلمان ، ملتی مفلوک جلوه ننمائیم، لازم است تا جلوه هایی از تجمل در چهره کشور و مسئولین حاکمیتی رویت شود!!»

به نظر می رسد که این بیانات ایشان نقطه آغاز تجمل و مادی گرایی، ثروت پرستی و انباشت بیت المال در بین مسئولین کشور بود ، مساله ای که همچنان حضرت آقا در سال 90 و در خطبه نمازجمعه 14 بهمن از آن به عنوان نقاط ضعف انقلاب یاد کرده و دلخوری و رنجش خود را از انحراف از خط امام بیان داشتند :

« آنجا که فرمودند: از نقاط ضعف ما گرایش به تجمل گرایی و .. بود»

نکته جالب در صحبتهای آقای هاشمی اینجاست که ایشان برای توجیه  تجمل گرایی در بین مسئولین ، از اسلام و انقلاب دم میزنند....

بحث درمورد این موضوع که آیا این مواضع و اعمال ، انحراف بوده است یا رسیدگی به طبقات محروم از سوی دکتر احمدی نژاد را به افکار عمومی وا می گذاریم.

رهبری عظیم الشان در سالهای سازندگی بارها تاکید داشتند که نباید سازندگی را با مادیگرایی اشتباه کرد

ایشان می فرمایند:

«عبرت گیری از عاشورا این است که نگذاریم روح انقلاب در جامعه منزوی و فرزند انقلاب گوشه گیر شود.عده ای مسائل را اشتباه گرفته اند. عده ای سازندگی را با مادیگرایی ، اشتباه گرفته اند.سازندگی چیزی است ، مادیگری چیز دیگری است»

همچنین امام امت در تاریخ 21 تیرماه 1371 و در سالروز شهادت امام سجاد علیه السلام و در دیدار فرماندهان گردانهای عاشورای نیروی مقاومت بسیج می فرمایند:

« سازندگی یعنی کشور آباد شود و طبقات محروم به نوایی برسند...سازندگی همان کاری بود که علی ابن ابیطالب علیه السلام میکرد...آن بزرگوار با دست خودش نخلستان آباد می کرد، زمین احیا می کرد، درخت می کاشت، چاه می کند ، آبیاری می کرد.این سازندگی است. دنیاطلبی و ماده طلبی کاری است که عبیدالله بن زیاد و یزید می کردند.چه وقت آن ها چیزی را به وجود می آوردند و می ساختند؟ آنها فانی می کردند ، می خوردند و تجملات را زیاد می کردند. این دو تا را نباید با هم اشتباه کرد.امروز یک عده به نام سازندگی خودشان را غرق در پول و دنیا و ماده پرستی می کنند.آیا این سازندگی است؟»

پی نوشت سوم :

رهبر معظم انقلاب که مانند دیده بانی بصیر اوضاع جامعه را رصد می کنند در سالهای سازندگی ، با این انتقادات صریح  و مقایسه برخی از کارگزاران سازندگی با عبیدالله و یزید ، به خوبی فضایی را ترسیم میکنند که شاید نخبگان و خواص سیاسی جامعه تا یک دهه بعد از آن نیز متوجه این انحراف نشده بودند.

دقت در بیانات معظم له و تاکید ایشان بر رسیدگی به مناطق محروم و دوری از تجمل گرایی به راستی در کدام دولت به وضوح دیده شده است؟

به نظر می رسد که جواب به این سوال بسیار بدیهی و روشن می باشد.

فتنه شدیدتر از دجال چیست؟

در پایان بحث لازم است به تبیین روایتی بسیار عجیب از امام رضا علیه السلام در باب فتنه های آخر الزمان پرداخت ؛

هرچند برخی از خطبای معروف ، تحقق این روایت را در مورد فتنه سال 88 ، دیده بودند اما به دلایلی که به آن پرداخته خواهد شد ، به نظر نمی رسد که این روایت در مورد فتنه سال 88 بوده باشد و اینگونه که از متن روایت بر می آید ، فتنه ای که در این حدیث به آن اشاره شده بسیار بزرگتر از امثال فتنه سبز می باشد.

" عن الحسن بن علی الخزاز قال : سمعت الرضا علیه السلام یقول : ان ممن ینتحل« یتخذ» مودتنا اهل البیت لمن هو اشد فتنه علی شیعتنا من الدجال.فقلت بماذا؟ قال بموالاه اعدائنا و معاداه اولیائنا انه اذا کان کذلک اختلط الحق بالباطل و اشتبه المر فلم یعرف مومن من منافق "

: حسن بن علی خزاز می گوید از حضرت امام رضا علیه السلام شنیدم که فرمود : همانا آنانی که به مودت ما اهل بیت خود را منسوب می دارند بالاترین و شدیدترین فتنه ها را برای شیعیان حقیقی ما به بار می آورند،که از فتنه دجال بدتر است.عرض کردم به چه سبب؟ فرمودند : چون نسبت به دشمنان ما ولایت و محبت دارند و کینه و دشمنی دوستانمان را در دل دارند ، و چون اینگونه شد حق و باطل مخلوط شوند و مومن و منافق مشتبه گردند و دیگر مومن از منافق شناخته نشود»

« برگرفته از صفات شیعه تالیف شیخ صدوق »

پی نوشت چهارم :

دقت در این روایت شریف ما را به چند نکته رهنمون می سازد:

اول:به نظر می رسد که مورد خطاب این روایت ؛ فتنه گران سال 88 نیستند چرا که آنان مودت اهل بیت را نداشتند و در زشت ترین حرکت ، پرچم عزای امام حسین علیه السلام را نیز به آتش کشیدند...

دوم: آنگونه که از متن روایت بر می آید ،مورد خطاب این حدیث شریف ،کسانی هستند که علاوه بر اینکه خود را محب اهل بیت می دانند« چهره های ظاهریشان ، دیندار و ... است» با دشمنان خدا دوستی داشته و با دوستان خدا نیز دشمنی میکنند؛ بنابراین ملاک تشخیصشان همان دشمنی با دوستان خدا و اهل البیت و دوستی با دشمنان خداست .

سوم : به نظر می رسد که اگر بین فتنه سبز در سال 88 و فتنه جدیدی که برخی نیروهای خودی بر علیه سردار ولایت شروع کرده اند ، یکی مصداق این روایت باشد ، قطعا فتنه سبز نبوده و فتنه جدیدی خواهد بود.

حال اینکه این فتنه ، فتنه بر علیه سردار ولایت است یا فتنه دیگری باید منتظر بود و اوضاع را به خوبی رصد کرد.

امام علی علیه السلام در این مورد می فرمایند:

« تدبیر و تعقل مانند دیدن با چشم نیست چرا كه گاه چشم - به مقتضای موضع بیننده- به صاحبش دروغ می گوید اما عقل با كسی كه از او راهنمایی و نصیحت بخواهد، فریبكاری و دغلبازی نمی كند.» حكمت 182 نهج البلاغه

چهارم : توجه به لفظ " شدیدتر از دجال " عمق این فتنه و خطر آن را مشخص می کند ، این فتنه از دجال شدیدتر است و این در حالی است که دجال بزرگترین مانع ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است....

فصل الخطاب:

بعد از تبیین سه دلیل تاریخی ، عقلی و قرآنی مناسب دانستیم اشاره ای کوتاه به خطبه های دشمن شکن امام خامنه ای در 14 بهمن امسال داشته باشیم ، باشد که همه از پیروان و مطیعان امر امام امت باشیم.

ایشان  در خطبه اول نماز فرمودند:

شعارهای انقلاب امروز همانند روز اول است که این نشان دهنده ی سلامت انقلاب است....

دست اندرکاران و مردم از صراط مستقیم و هدفهای اصلی منحرف نشده اند


پی نوشت پایانی:

امید است که این اشارات صریح امام امت در تایید این نکته که " دست اندرکاران نظام از صراط مستقیم منحرف نشده اند " فصل الخطابی باشد بر همه بد اخلاقی های سیاسی و فضای پر از تشویش ، تهمت و دروغ پراکنی رسانه ای حاکم بر کشور.

http://www.pic.iran-forum.ir/images/mu7ssmkmlq9rvcbi3wbr.jpg

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و جعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

فدایی ولایت :

http://www.axgig.com/images/21521757415464530733.jpg

حسین مهدیزاده نراقی کارشناس ارشد حقوق خصوصی 

و او با سپاهی از شهیدان برای خوار کردن منافقین خواهد آمد 

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

این وبلاگ با هدف عمل به فرمایشات و منویات مقام عظمای ولایت حضرت امام خامنه ای (حفظه الله) و بصیرت افزائی در جهت با لابردن سطح آگاهی ،تحلیل و یادآوری تاریخ مظلوم تشییع که در هر برهه از زمان با ترفند ها و فتنه های دنیوی در مبارزه بوده است،فعالیت می نماید.
" امام خامنه ای : بصیرت (عاشورائی) یعنی اینکه بدانیم شمری که سر امام حسین (ع) را برید همان جانباز جنگ صفین بود که تا مرز شهادت پیش رفت. "
آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
t>

قافلـه ی صبـــر و بصــیرتقافلـه ی صبـــر و بصــیرت

 آسمانی ها

ایران رمان